یه نیمچه آقا!
پسر کوچولومون کم کم داره آقا میشه باسه ی خودش. امروز 18 هفته و 2 روزش شد (یا به عبارتی 4 ماهه).
هر روز بزرگ و بزرگ تر و شیرین تر. امروز هم که از خواب پاشد یک صدای جدید از خودش درآورد.
توی کنترل 4 ماهگیش این موارد مشخص شد: قد 65 سانت ، وزن 8/2 کیلو.
حالا که چهار ماه از عمر قشنگش میگذره:
1- بدون اینکه دو دستی اشیا رو بگیره با یک دست و هرکدام جدا اشیارو میگیره توی دستاش.(3ونیم ماهگی با دو دست مشت شده اونهارو نگه میداشت و بلد نبود بگیره!)
عکس از 3ونیم ماهگی(گرفتن با دو مشت)

عکس 4 ماهگی(این جغجغه شو بیش از هرچیزی تو دنیا دوست داره)

2- حالا روی شکمش براحتی دَمَر میشه و مثل مار میخزه و میره سمت هرچی که دلش بخواد! به این صورت که اول یه جیغ کوچیک میزنه ، زور میده ، باسنش رو میاره بالا و همه ی بدنش رو میندازه رو دستاش و بعد کمی میره جلو! اما دستهاش میمونه زیرش؛ بعد با چن تا فریاد دستاشو میاره بیرون و دوباره حرکت میکنه.
3- از حالت دمر به پشت هم برمیگرده.
4- قبلا هر 1 ساعت یه بار شیر میخورد و حالا شده 2 الی 2ونیم ساعت یه بار.
5- مامانی بابایی عزیز آقاجون مامان بزرگ بابابزرگ، خاله ها و عمه هاشو میشناسه .( کوچولوی ما متاسفانه از داشتن عمو و دایی محرومه)
6- اگر کسی بهش بخنده اون هم میخنده.
7- موقع خمیازه کشیدن مثل آدم بزرگا از خودش صدا در میاره! و موجبات خنده ی اطرافیان رو فراهم میکنه.
8- اگر پستونک رو نخواد، دهن کوچولوشو باد میکنه و اون رو فوت میکنه بیرون.
9- موهاش همچنان درحال ریختنه و قسمت جلوش که ریخته بود داره بلند میشه.
10- امروز بحمدالله قرآنمون رو که از 7ماهگی قبل تولدش و ماه رمضون شروع کرده بودیم باهم ختم کردیم.
خداروشکر


یه نیمچه آقا! 
